دل نوشته: خدا را شاکرم به خاطر حس و حال خوش امروزم
دوشنبه 5 خرداد 1399 ساعت 11:07 ب.ظ | نوشته شده به دست همسفر معصومه | ( نظرات )
به نام خدا


خدا را سپاس و شاکرم به خاطر حس و حال خوش امروزم، خدا را شکر می‌کنم که از آن تاریکی نجات پیدا کردم. سه، چهار سال بعد از ازدواجمان که یک دختر کوچولوی ناز هم داشتم متوجه حرکات مشکوکی از همسرم شدم، شب‌ها دیر به خانه می‌آمد و موقعی هم که می‌آمد تا صبح خوابش نمی‌برد و من هرروز با مشاهده همسرم افسرده و نگران می‌شدم و جرات این را نداشتم که با یکی از اعضای خانواده‌ام در میان بگذارم و تنها دل‌خوشی من دخترم بود که هر وقت نگاه به چهره معصومانه و کودکانهٔ او می‌انداختم آرام می‌گرفتم.
 بعد از چند سال متوجه شدم که او تریاک مصرف می‌کند و بارها سعی کردم که جلوی او را بگیریم ولی دیدم که با دعوا مشکل حل نمی‌شود و روزبه‌روز هم مصرفش بالاتر می‌رفت و شب‌ها دیر می‌خوابید و روز دیر بلند می‌شد و به هیچ کاری نمی‌رسید، جوری که خودش از این وضعیت خسته شده بود و گفت من تصمیم گرفتم ترک کنم و همراه هم به کلینیک مشاوره ترک اعتیاد رفتیم، من از خوشحالی در پوست خود نمی‌گنجیدم، دکتر پیشنهاد سم‌زدایی داد و ما هم قبول کردیم و بعد از چند تا آزمایش بستری شد و من هم تنها با کوله باری پر از غم و ناامیدی، خیلی ذوق می‌کردم که دارد ترک می‌کند و کارم شده بود دعا کردن. این ترک یک سال بیشتر طول نکشید. دوباره متوجه شدم که یواشکی این جا و آن جا می‌رود و مصرف می‌کند و دیگر از این زندگی ناامید شده بودم و تنها دل‌خوشی من بچه‌هایم بودند. تا این‌که دوباره تصمیم به ترک گرفت، خودش از مواد خسته شده بود. ده روزی متادون مصرف کرد که یکی از اقوام به وی پیشنهاد NA داد، هرروز با هم به کلاس می‌رفتند، اما وقتی به خانه می‌آمد حال خرابی داشت، هر جا مواد می‌دید وسوسه می‌شد و بلافاصله به سراغ مواد می‌رفت. کار من شده بود گریه، دعا کردن و قرآن خواندن، ناامید از همه‌جا گفتم؛ دیگر نمی‌تواند مواد را کنار بگذارد، زانوی غم بغل گرفته بودم، فکر و مغزم هنگ کرده بود، قدرت و توان هیچ کاری را نداشتم، بهترین روزهای زندگی‌ام که او باید در کنار من و بچه‌هایم باشد، در کنار مواد سپری می‌کرد تا این‌که یک روز یکی از دوستان که خودش در کنگره درمان و رها شده بود تک‌تک جزییات کنگره برای ما توضیح داد، من خودم خیلی مشتاق بودم که هر چه زودتر به کنگره برویم. همسرم اولش خیلی مشتاق نبود، اما یک روز پنجشنبه بود که به کنگره رفتیم و آن روز هم تولد یکی از مسافرین بود، من وقتی وارد آن جا شدم احساس عجیبی به من دست داد انگار نور امید در دل من جرقه زد و بعد از چند جلسه مشاوره، فرشته‌ای به نام خانم فاطمه را به‌عنوان راهنما انتخاب کردم، من آن نور و جرقه را دنبال کردم و روزبه‌روز حالم بهتر می‌شد و احساس می‌کردم که از تاریکی به‌سوی روشنایی درحرکت هستم. اوایل نوشتن سی‌دی‌ها برایم سخت بود و به مسافرم می‌دادم و می‌نوشت و مرتب سی‌دی‌های خودش هم می‌نوشت، همیشه هم در جلسات مشارکت می‌کرد، اما من اولین بار که خواستم مشارکت کنم گریه‌ام گرفت و نتوانستم مشارکت کنم. راهنمای عزیزم خانم فاطمه با صبوری همچنان به من آموزش می‌داد و من روزبه‌روز حس‌هایم بازتر می‌شد، همیشه مشارکت می‌کردم و دیگر حاضر نبودم سی‌دی‌ها را بدهم که برایم بنویسند تا امروز که از بند ظلمت و تاریکی نجات پیدا کردم، پنجاه تا سی دی نوشتم و خدا را شاکرم که حال من و همسرم خوب است، امیدوارم که این آرامش همیشه پایدار باشد، از خداوند متعال خواستارم که تمام کسانی که دربند اعتیاد، گرفتار شده‌اند بتوانند راه کنگره را پیدا کنند، چون تنها کنگره ۶۰ توانسته راه درمان اعتیاد را پیدا کند. من در اینجا از مهندس دژاکام و خانواده محترمشان سپاس‌گزارم و سلامتی‌شان را آرزومندم. همچنین از راهنمای خوبم خانم فاطمه بسیار تشکر می‌کنم که راه و روش زندگی را به من آموزش دادند و حس و حال من را عوض کردند. سپاسگزارم.


نویسنده: خانم مریم (هم‌سفر نعمت‌الله)، لژیون چهارم
ثبت و ویرایش: هم‌سفر معصومه
منبع: نمایندگی تخت جمشید شیراز

می توانید دیدگاه خود را بنویسید
همسفر مرضیه سه شنبه 13 خرداد 1399 01:44 ق.ظ
عزیزم از رهای وخوشحالی شما ومسافرتون منم حس خوب دارم آرزو میکنم بقیه زتدگی شما سرشار از خوشی سلامتی وشادی باشه
مهدی پنجشنبه 8 خرداد 1399 11:29 ق.ظ
مبارکه انشاالله
محمد ل۲،تخت جمشید پنجشنبه 8 خرداد 1399 11:26 ق.ظ
رهایی تان را تبریک عرض می کنم. انشاالله جایگاههای بالاتری از خدمت ببینم شماها را
همسفرمنتها پنجشنبه 8 خرداد 1399 10:34 ق.ظ
سلام وخداقوت خدمت خانم مریم عزیز.راهاییتونو بهتون تبریک میگم امیدوارم همیشه موفق وپیروز باشید وب جایگاه های بالاتری برسید.
همسفر راضیه لژیون 4 سه شنبه 6 خرداد 1399 01:03 ب.ظ
با عرض سلام و تبریک ویژه به خانم مریم عزیزو مسافر گرامیشون و با تشکر از خانم فاطمه راهنمای گرانقدر.
فاطمه همسفر داوود سه شنبه 6 خرداد 1399 08:10 ق.ظ
درود خانم مریم عزیز، رهایی تون رو بهتون تبریک میگم، حس و حال و شیرینی رهایی گوارای وجودتان باد، انشاالله در سفر دوم موفق و ثابت قدم باشید.
خداقوت خدمت خانم معصومه و اعضای محترم وبلاگ
مریم همسفر نعمت الله ل4 دوشنبه 5 خرداد 1399 11:40 ب.ظ
خدای خود راشاکر وسپاس گذارم واز خانم فاطمه استاد عزیزم تشکر وقدردانی میکتم واازتمام همسفران خوبم تشکر میکنم که من را همراهی نمودن وانشالله موفق باشند
همسفر طاهره دوشنبه 5 خرداد 1399 11:38 ب.ظ
تبریک فراوان به دوست عزیزم خانم مریم. خوشحالم به خاطر حال خوش امروزتان گوارای وجودتان حس خوب رهایی ازبند تاریکی وتبریک به خانم فاطمه عزیز .
ندا همسفر امین دوشنبه 5 خرداد 1399 11:32 ب.ظ
درود بر شما خانم مریم دوست خوبم امیدوارم همیشه موفق باشید و به جایگاه های بالایی برسید
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات