خدمت راه رهایست...
سه شنبه 21 آبان 1398 ساعت 12:03 ب.ظ | نوشته شده به دست ایمان امینی | ( نظرات )

بنام خدا

 جلسه دوم از دور نهم کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره 60 ویژه مسافران و همسفران نمایندگی تخت جمشید با استادی ایجنت محترم آقای محمد ضرغامی، نگهبانی مسافر احمد رضا و دبیری مسافر شهاب با دستور جلسه « رابطه یادگیری و معرکه گیری، جشن اولین سال رهایی کمک راهنما مسافر ایمان»، روز پنج شنبه 16 آبانماه 1398 ساعت 17 برگزار شد.

سخنان استاد:

سلام دوستان محمد هستم مسافر. عرض خدا قوت خدمت دبیر و نگهبان محترم. امروز دو تا دستور جلسه داریم یکی در رابطه با دستور جلسه هفتگی و دومی، اولین سال رهایی کمک راهنما ایمان امینی، فعال در قسمت سایت.

 خدمت دستیار محترم دیده‌بانان آقای علی کاظمی و هیئت همراهشان و آقای میثم یار علی دستیار محترم دیده‌بان انضباطی که امروز قبول زحمت کردند و به شعبه تشریف آوردند خوش‌آمد می‌گوییم و بابت زحماتی که می‌کشند صمیمانه تشکر می‌کنیم.

دستور جلسه این هفته رابطه یادگیری و معرکه‌گیری که یکی از دستور جلسات مهم در کنگره 60 می‌باشد. اگر دقت کنیم اول نوشتار استاد جلسه که خوانده می‌شود می‌گوید: آنچه باور است محبت است و آنچه نیست ظروف تهی است. این به موضوع دستور جلسه برمی‌گردد و توضیحات کامل‌تری را درباره این موضوع عرض می‌کنم.

ببینیم چه زمانی معرکه‌گیری رخ می‌دهد و معرکه‌گیری چیست و چرا آقای مهندس این موضوع را جزو دستور جلسات کنگره قرار داده‌اند؟ معرکه‌گیری دو بخش دارد یک بخش مثبت و یک بخش منفی. بخش مثبت آن این است که ما در جلسه می‌بینیم که عده‌ای در اینجا جمع شده‌اند، استاد و همین‌طور راهنمای لژیون حاضر هستند. جلسه اول 5 تا 6.30، جلسه دوم 7 تا 8 و کلیه اعضا، لژیون به لژیون می‌نشینند و باراهنمایشان در مورد یک سری مسائل بحث و گفتگو می‌کنند که می‌توان گفت یک نوع معرکه‌گیری است؛ اما معرکه‌گیری منفی، نوعی از معرکه‌گیری است که شخص را از مسیر مستقیم یا الهی خارج می‌کند. اگر بخواهیم بدانیم که معرکه‌گیری چه زمانی رخ می‌دهد. شاید مواقعی که در خانه باشیم به‌عنوان‌مثال از درب ساختمان وارد خانه می‌شویم و می‌خواهیم لباسمان را عوض کنیم، لیوان آبی روی فرش گذاشته‌شده است که ناگهان پای ما به لیوان برخورد می‌کند و لیوان آب روی فرش می‌ریزد، ما شروع می‌کنیم به سروصدا کردن و معرکه می‌گیریم که چه کسی لیوان را روی فرش گذاشته است. آقای مهندس در رابطه با معرکه‌گیری در سی دی معرکه‌گیری به‌طور مفصل به این قضیه پرداخته‌اند که توصیه می‌کنم حتماً این سی دی را گوش کنید. آقای مهندس می‌گویند همسر شخص موقع ظهر سفره ناهار را پهن می‌کند و هنگام غذا خوردن آقا می‌گوید چرا غذا شور است؟ در اینجا خانم سریع وارد معرکه‌گیری می‌شود که یک سری صحبت‌هایی خارج از بحث بین دو نفر ردوبدل می‌شود. مثلاً خانم به آقا می‌گوید مادر و خواهر خودت هم اصلاً آشپزی بلد نیستند و بحث‌های دیگری هم به دنبال آن مطرح می‌شوند.

می‌دانیم فردی که وارد کنگره می‌شود با مثلثی به اسم مثلث درمان روبرو می‌شود که شامل سه ضلع جسم، روان و جهان‌بینی می‌شود. مثلث دیگری در جزوه جهان‌بینی داریم تحت عنوان تفکر، تجربه و آموزش. شخص زمانی که وارد کنگره می‌شود راهنما به او می‌گوید باید شما هر سه ضلع جسم، روان و جهان‌بینی را به تعادل برسانی. نه اینکه فقط من در جلسه حاضر باشم و یکسری از برنامه‌های کاربردی را انجام ندهم و بخواهم به درمان قطعی هم برسم. اگر من فقط روی دو ضلع از مثلث کارکنم ضلع دیگر رشد نمی‌کند، درمانی شکل نمی‌گیرد و همان سه مرحله تبدیل، تغییر و ترخیص انجام نمی‌شود. اگر می‌خواهیم بحثی را بکنیم ببینیم اول به نفع ماست یا به ضرر ما؟ اغلب به ضرر ماست. چون ما در سفر اول در حال مصرف دارو هستیم و این دارو باعث بازسازی جسم ما در مدت‌زمان 10 تا 11 ماه می‌شود. اشخاصی که وارد چرخه معرکه‌گیری می‌شوند ازلحاظ حسی و ذهنی یک مقداری خودشان را مشغول می‌کنند و این باعث می‌شود که انرژی ذخیره‌شده بدن توسط این کار به هدر رود و وقتی به جسم خودشان توجه بکنند، متوجه می‌شوند که رشد خوبی ندارند و حال خوبی نسبت به دیگران نصیبشان نشده است.

اما زمانی که شخص از وادی معرکه‌گیری خارج می‌شود و یک سزی از صحبت‌هایی که بدردنخور هستند را از خودش دور می‌کند، باعث می‌شود که آن انرژی برگردد و روزبه‌روز حال شخص بهتر می‌شود و این قضیه را در مسیر حرکت حس می‌کند. حال در کنگره چه افرادی وارد بحث معرکه‌گیری می‌شوند و چه افرادی نمی‌شوند. افرادی وارد بحث معرکه‌گیری نمی‌شوند که در لژیون طبق اصول کنگره و طبق حرف‌های راهنما پیش می‌روند. می‌گوییم حس‌های همنام یکدیگر را جذب می‌کنند. وقتی جلسه تمام می‌شود بیرون جلسه یک عده در گوشه‌کناری در حال سیگار کشیدن هستند و بعضی‌ها جمعیتی را دور خودشان جمع می‌کنند. در اینجا ممکن است یک سری صحبت‌هایی بشود و اگر فرد به آن دانایی نرسیده باشد خیلی راحت وارد بحث و گفتگو می‌شود. به قول یکی از راهنما که گفت فردی پیش من آمد و گفت چرا از خدمتی که من انجام دادم از من تشکر نکردید. راهنما فقط گفت معذرت می‌خواهم و چیز دیگری نگفت. چون اگر می‌خواست ادامه بدهد باید یکی می‌گفت و یکی می‌شنوید و این بحث همین‌طور ادامه پیدا می‌کرد؛ اما فردی که چنین حرفی را می‌زند وارد معرکه‌گیری شده است.

فردی که به کنگره آمده است می‌خواهد درمان بشود و ما باید این را بدانیم که وقتی وارد یک سیستم شدیم، فقط فکر و ذکرمان درمان اعتیادمان باشد، کاری به هیچ‌کس و گروهی نداشته باشیم. امروز می‌بینیم که دستیار دیده‌بان در شعبه حضور دارند و به کار ایجنت، مرزبانان و سایر خدمتگزاران نظارت می‌کنند. اگر ایجنت یا مرزبان کارش را ضعیف انجام بدهد مشخص است که شعبه رشد خوبی نداشته است. مواقعی هست که شخص به خاطر اینکه اطلاعات کمی را دریافت کرده است وارد بحث معرکه‌گیری می‌شود و زمانی که بحثی می‌شود سریع خودش را با آن فرد یکی می‌کند. در پیام محبت که می‌گوید آنچه باور است محبت است یعنی آن چیزی را که فرد ازلحاظ اطلاعاتی دریافت کرده محبت است و آنچه نیست ظرف تهی است. کسی که چیزی را دریافت نکرده ظرف خالی است و هنوز چیزی دریافت نکرده است. ما یک ظرف خالی هستیم، به کنگره آمده‌ایم تا ذره‌ذره و با منابعی که در اختیارمان قرار دارد این ظرف را پرکنیم. رک و پوست‌کنده بگویم، افرادی که وارد بحث معرکه‌گیری می‌شوند افرادی هستند که خدمت نمی‌کنند. افرادی هستند که دارند خدمت می‌کنند، تلاش می‌کنند و حسشان این است که حالشان دارد خوب می‌شود نه اینکه بیایند و فقط خودشان را نشان بدهند. در جلسه مالی هم که داشتیم این را عنوان کردیم که فردی که به کنگره می‌آید فقط به درمان خالی نباید بپردازد. مثل این است که شما کاری را در خانه انجام می‌دهید، وارد اتاق می‌شوید و لامپ را روشن می‌کنید و اگر خواستید از اتاق خارج شوید باید لامپ را خاموش‌کنید تا در مصرف انرژی صرفه‌جویی بشود.

در کنگره وقتی‌ خدمت می‌کنیم این خدمت باعث می‌شود که کسب انرژی کنیم و حالمان خوب شود. فردی که یک‌بار خدمتی را در شعبه انجام می‌دهد و به حال خوش می‌رسد قطعاً روز بعد زودتر می‌آید و زودتر خدمت را می‌گیرد. عده‌ای هم از بیرون نگاه می‌کنند و چون این خدمت در توانشان نیست شروع به یک سری صحبت‌ها می‌کنند و وارد مسائل حاشیه‌ای می‌شوند. فردی که در کنگره خدمت می‌کند و تلاش می‌کند که کاری را انجام بدهد، این کار فقط برای خودش است. هر شخصی اینجا خدمت می‌کند برای حال خودش است.

قسمت دوم جلسه هم جشن تولد آقا ایمان هست. ایمان با بیماری و حال خرابی که داشت وارد لژیون دوم شد. اولش در جریان نبود که باید مشکل بیماری‌اش را به راهنما اعلام کند. چرا این را می‌گویم؟ چون برنامه‌ای را که راهنما می‌خواهد به رهجو بدهد اگر رهجو مشکل بیماری داشته باشد و زیر نظر پزشک تحت درمان باشد و یا خودش یک سری از داروها را مصرف می‌کند این باعث می‌شود که راهنما در برنامه دادن دقت بیشتری داشته باشد. اگر به من نمی‌گفت شاید همین‌طور جلو می‌آمدیم و ممکن بود برای ایمان ضرری هم داشته باشد و به مشکل بربخورد؛ اما چون مطرح کرد سفرش، سفر بهتری شد. مشکل کبدی داشت و با دقت خیلی ظریفی برنامه را تنظیم کردیم. مدتی گذشت و اعلام کردیم که بچه‌ها باید به پارک بیایند. به ایمان گفتم باید برنامه پارک را شروع کنی چون مسئله خوابش خراب بود و تا دیر موقع می‌خوابید و تا دیر موقع بیدار بود. فکر کنم فصل پاییز بود و گفتیم بیا باغ جنت. تازه آغاز ایمان ازاینجا شروع شد و مسئول صبحانه پارک شد و برنامه‌ریزی صبحانه پارک را به دست گرفت. در لژیون هم هر تکلیفی مدادم ایمان انجام می‌داد، سی‌دی‌ها را کامل می‌نوشت، اولین نفر مشارکت می‌کرد و حتی کوتاه در جلسه و هم در لژیون مشارکت می‌کرد و خیلی فعال بود.

 وارد سفر دوم شد و در سفر دوم راهش را همچنان ادامه داد. در حال حاضر ایمان در قسمت سایت خدمت می‌کند و همچنین مسئول ثبت پورتال اوتی هست و مشاوره‌های اولیه که انجام می‌شود را ثبت می‌کند. روزی هم که خدمتگزار جلسه لژیون دوم بود مطالب استاد را تایپ می‌کرد و ثبت وبلاگ می‌کرد. نویسنده وبلاگ شیراز شد و اگر مطالب را روی وبلاگ شیراز دنبال کنید و اسم ایمان را کلیک کنید تمام مطالبی را که جمع‌آوری کرده و ثبت سایت کرده می‌بینید. اگر ایمان را می‌بینید در سفر دوم قرارگرفته به خاطر این است که از تمامی حاشیه‌ها دوری کرد و وارد بحث معرکه‌گیری منفی نشد، اگر معرکه‌ای هم بود، مثبت بود و در مورد سی‌دی‌ها و نوشتارها صحبت می‌کرد. خدمت باعث شد که کار درمانش بهتر شکل بگیرد و امروز هم که می‌بینید در جایگاه کمک راهنمایی قرارگرفته با تلاشی که داشت، دوست داشت اطلاعاتی را که دریافت کرده به‌صورت زکات در آینده به دیگران انتقال بدهد. امیدوارم که ره‌جوهای خیلی مفیدی از لژیون ایمانت خارج بشوند...

اعلام سفر مسافر ایمان:

سلام دوستان ایمان هستم یک مسافر. با تخریب آنتی تریاک و شیره وارد کنگره شدم. به روش دی اس تی و شربت شفابخش اوتی تحت درمان قرار گرفتم. به راهنمایی آقای محمد ضرغامی 10 ماه و 20 روز سفر کردم. در حال حاضر یک سال و چند ماه  است که به دستان پرمهر مهندس آزاد و رهاشده‌ام. ورزش در کنگره والیبال.

آرزوی مسافر ایمان:

امیدوارم همه‌کسانی که در باتلاق اعتیاد به سر می‌برند، با این مکان مقدس آشنا شوند و اشک‌هایی که برای اعتیاد جاری است تبدیل به اشک‌هایی شود که از سر شوق برای رهایی از اعتیاد جاری می‌شود.

سخنان مسافر ایمان:

سلام دوستان ایمان هستم مسافر. از همه عزیزانی که امروز به این جشن تشریف آورند تشکر می‌کنم. همچنین از دوستانی که بابت آذین‌بندی شعبه زحمت کشیدند تشکر می‌کنم. از خودم که بگویم سال 83 بود که وارد دانشگاه شدم. حالا به‌نوعی برای شب‌زنده‌داری یا اینکه بیشتر درس بخوانم درگیر مسئله اعتیاد شدم. در خوابگاه هم با دوستانی که بودند مجبور بودیم به‌صورت پنهانی مصرف کنیم تاکسی نفهمد؛ اما تازه داستان اعتیاد از خانه مجردی که اجاره کرده بودیم شروع شد. این قضیه تا سال 87 ادامه پیدا کرد و ترم آخر بودم و می‌خواستم فارغ‌التحصیل بشوم، یکی از دوستان حرفی به من زد که الآن که داری فارغ‌التحصیل می‌شوی، اما گرفتار یک‌چیزی شدی. در سی دی حرکت آقای مهندس می‌فرمایند شما در حال حرکت به سمت جلو هستید اما در صور پنهانتان در حال حرکت به سمت عقب هستید.

برای تسویه‌حساب رفتم و تصمیم گرفتم که ترک کنم. یک‌هفته‌ای هم در خانه خوابیدم، اما فایده‌ای نداشت. به‌هرحال ادامه دادم تا وارد بازار کار شدم. خیلی اذیت می‌شدم و زمانی که می‌خواستم به مأموریت بروم چقدر می‌توانستم مواد یا قرص با خودم ببرم؟ این داستان 13 سال طول کشید و در رنج و عذاب بودم. تا اینکه یک روز جایی نشسته بودم و مصرف می‌کردم با شخصی آشنا شدم و به من گفت که می‌خواهم برای ترک کردن به یکجایی بروم. گفتم کجا؟ گفت کنگره 60. من قبلاً هم‌اسم کنگره 60 را از بچه‌های دانشگاه اصفهان شنیده بودم اما هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم که چنین جایی باشد. اوایل تیرماه سال 96 بود که به شعبه مراجعه کردم و توسط آقا بیژن مشاوره شدم. آقا بیژن متد دی اس تی را برایم توضیح دادند و فهمیدم فوق‌العاده روش ماهرانه‌ای است. سه جلسه مشاوره را گذارندم و وارد لژیون دوم شدم. تمام چیزهایی که آقای ضرغامی می‌گفتند انجام دادم، سی‌دی‌ها را مرتب می‌نوشتم، مشارکت می‌کردم و هر وقت هم می‌خواستم بروم مأموریت به آقای ضرغامی می‌گفتم. یادم هست محمد آقا می‌گفتند هرجایی می‌خواهید بروید اول به راهنمایتان بگویید، چون نیروی منفی قبل از اینکه به سراغ شما بیاید سراغ راهنمایتان می‌رود و راهنما هم به سلاح عقل، محبت و ایمان مسلح است و این نیروی منفی دفع می‌شود.

سفر کردم و 10 ماه 20 روز سفرم طول کشید و در تاریخ 2/3/97 از دستان پرمهر آقای مهندس گل رهایی را دریافت کردم. در ادامه انرژی کنگره واقعاً من را جذب کرد و آمدم و در قسمت سایت خدمتگزار شدم. اواخر سفر بودم که روی 1 گرم 30 روز بودم که برای شرکت در آزمون آماده می‌شدیم که آقای ضرغامی خیلی برایمان زحمت کشیدند و پروتکل و جزوات را توضیح می‌دادند.

افتخار می‌کنم که رهجوی آقای ضرغامی هستم و در این مدت خیلی چیزها از ایشان یاد گرفتم امیدوارم که در تمامی مراحل زندگی موفق و پیروز باشند. از بنیان گزار کنگره 60 آقای مهندس دژاکام و خانواده محترمشان که راهی را برای تمامی مصرف‌کنندگان مواد مخدر به وجود آوردند تا به‌سلامتی و حال خوش برسند تشکر می‌کنم. امیدوارم حالا که در جایگاه کمک راهنمایی قرارگرفته‌ام بتوانم خدمتگزار خوبی برای کنگره باشم. این را بگویم که فرمان‌بردار راهنمایم بودم و هنوز هم فرمان‌بردارشان هستم و از همین‌جا دستشان را می‌بوسم...

 

 

 

 


تهیه مطلب : مسافر ایمان (لژیون دوم)

عکس: مسافر داوود (لژیون دوم)

http://takhtejamshid.congress60.org


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
حمزه کوهستانی ل 5 جمعه 24 آبان 1398 12:43 ق.ظ
تبریک فراوان ب ایمان عزیز وهمچنین راهنمای بزرگوارشان،انشالله آزاد مردی ایمان عزیز رو جشن بگیریم،تا باد چنین بادا❤❤
فاطمه همسفر داوود پنجشنبه 23 آبان 1398 02:53 ق.ظ
درود و سپاس از استاد محترم، با بیاناتی عالی و آموزنده، خداقوت خدمت نگهبان و دبیر جلسه.
یکمین سال رهایی آقا ایمان را خدمت جناب مهندس و راهنمای بزرگوارشان تبریک عرض میکنم، انشاالله جایگاه های خدمتی بالاتری تجربه کنند. با حرکت تبدیل و ترخیص انجام می گردد.امید است که همه راه گم کردگان در این مسیر قرار بگیرند.
بیژن -شیراز چهارشنبه 22 آبان 1398 10:10 ب.ظ
تبریک و خداقوت اقا ایمان عزیز انشاالا در جایگاه بالاتر
مهدی چهارشنبه 22 آبان 1398 11:59 ق.ظ
عرض تبریک به ایمان و دستمریزاد به راهنمای خوب ایشان
همسفر فاطمه چهارشنبه 22 آبان 1398 10:32 ق.ظ
سپاس و خداقوت
محمد ل۲،تخت جمشید سه شنبه 21 آبان 1398 10:33 ب.ظ
آنانی که مجذوب رحمت خداوند میشوند به ارتقا می رسند...

ایمان عزیز تبریک میگم بهت بابت مسیر سختی که گذروندی. امیدوارم در تمام مراحل زندگی موفق و پیروز باشی انشاالله
مسلم عزیزی لژیون دوم سه شنبه 21 آبان 1398 10:31 ب.ظ
خداقوت میگویم به استاد جلسه وبه اقاایمان تبریک میگویم تولدیکسال رهایش را وبرایشون ارزوی موفقیت میکنم درجایگاه کمک راهنمایی
همسفر طاهره سه شنبه 21 آبان 1398 09:07 ب.ظ
درود وخداقوت به استاد ،نگهبان، ودبیر جلسه وتبریک به اقا ایمان اولین سال رهایی ایشان همراه بادریافت شال کمک راهنمایی پایداروبرقرار باشیددرادامه این مسیروشمارادرجایگاه بالاترببینیم
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic