دستور جلسه هفتگی پنج شنبه ، قضاوت و جهالت+ تولد سومین سال
دوشنبه 11 شهریور 1398 ساعت 07:16 ق.ظ | نوشته شده به دست ایمان امینی | ( نظرات )

بنام قدرت مطلق الله

ششمین جلسه از دور هشتم سری کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره 60 ویژه مسافران و همسفران نمایندگی تخت جمشید روز پنج شنبه مورخ 1398/6/7 با دستور جلسه « قضاوت وجهالت +جشن تولد سومین سال رهایی مسافراحمدرضا » با استادی ایجنت محترم مسافر محمد ، نگهبانی مسافر حسن و دبیری مسافر یاسر رأس ساعت  17 آغاز به کار نمود.






سخنان استاد:

سلام دوستان محمد هستم مسافر. خدا را شاکرم که یک‌بار دیگر فرصتی ایجاد شد تا در این جایگاه قرار بگیرم.

دستور جلسه امروز که در رابطه با مبحث قضاوت و جهالت هست. موضوع دیگر، جشن سومین سال رهایی آقا احمدرضا هست که امیدوارم باشکوه و عظمت خاصی این جشن امروز برگزار شود. دستور جلسه قضاوت و جهالت یکی از مهم‌ترین دستور جلسات سالیانه کنگره 60 هست که از وادی پنجم هم برداشته‌شده است و برای ما که به جهت درمان وارد کنگره شدیم خیلی مهم هست. مهندس این دو مقوله کنار هم قراردادند که قضاوت کار چه کسی است و جهل از کجا شروع می‌شود و اصولاً چه اشخاصی در جهل هستند و در بحث قضاوت کردن به سر می‌برند؟

اگر به وادی‌ها نگاه کنیم، به وادی پنجم که می‌رسیم، هفت‌تا پارامتر را به ما گوشزد می‌کند. این هفت پارامتری که در وادی پنجم به آن اشاره‌شده است، در مورد برگشت از ضد ارزش‌هاست، در مورد قناعت و صبر هست، تجسس، قضاوت و غیبت که یک پارامتر است، رضا و تسلیم. وقتی‌که از وادی اول که تفکر است شروع می‌کنیم، وادی دوم تفکر، وادی سوم تفکر، وادی چهارم تفکر و وادی پنجم که توأم با تفکر و رسیدن به نقطه حرکت است؛ که وادی پنجم می‌گوید: تفکر قدرت مطلق حل نیست، بلکه توأم با رفتن و رسیدن آن را کامل می‌کند.

می‌بینیم که بحث قضاوت و تجسس کردن در این وادی قرار داده‌شده است. قضاوت کار چه کسی است؟ کار کسی است که تخصص آن را کسب کرده است. اغلب افرادی که برای درمان وارد کنگره می‌شوند مدام در حال قضاوت کردن هستند. اگر فرد پول و توان مالی‌اش را در حین مصرف ازدست‌داده باشد، این کار باعث می‌شود که ذهن فرد درگیر مسائلی شود و به خودش بگوید چرا دیگران به من کمک نکرده‌اند و شاید پیش خودش این‌طور فکر کند که یکسری افراد خوب هستند و شاید نگرش بدی هم به یکسری افراد پیدا کند.

ما در کنگره لازم نیست قضاوت کنیم چون تخصص این کار نداریم. مثلاً ره‌جویی که در لژیون نشسته است این اجازه ندارد که در مورد ره‌جوی دیگری قضاوت کند و بگوید چرا این شخص لباسش آراسته نیست، چرا پیراهن سفید نپوشیده است، چرا دیر می‌آید و ازاین‌دست مسائل. قضاوت کار کسی است که دوره تخصصی آن را فراگرفته باشد. اگر بیرون از کنگره دقت کرده باشید وقتی مثلاً با صحنه تصادفی روبرو می‌شویم، می‌بینیم که یک عده به دور صحنه جمع شده‌اند و در حال قضاوت کردن می‌باشند و به دنبال مقصر می‌گردند و دراین‌بین شاید درگیری فیزیکی هم اتفاق بیفتد. تمام این مسائل به خاطر قضاوت بی‌جایی است که در حال انجام شدن است.

فردی که درصحنه تصادف بدون هیچ مدرکی قضاوت می‌کند و حرف‌هایش هیچ خریداری ندارد نشانه جهل و ناآگاهی اوست. خیلی وقت‌ها هم دیدیم به علت قضاوت نابجا باعث دعوا و درگیری فیزیکی می‌شود و خدایی تاکرده فرد راهی بیمارستان می‌شود. در کنگره می‌گوییم فردی می‌تواند قضاوت کند که علم آن را کسب کرده باشد. کسانی که در جایگاه قرارگرفته‌اند مثل مرزبان، راهنماها، ایجنت و یک سرسی از خدمتگزاران دیگر. موقعی که می‌گوییم راهنما، راهنما می‌تواند در مورد ره‌جویش تصمیم بگیرد. ره‌جو می‌گوید حالم بد است و می‌خواهم داروی بیشتری مصرف کنم، راهنما ممکن است دارویش را که اضافه نکند هیچ، بلکه دارو را کم کند. چون راهنما اشراف کامل به متد درمانی دارد و طبق پروتکل و برنامه‌ریزی که صورت گرفته است به ره‌جو برنامه می‌دهد.

درحالی‌که ره‌جویی که تازه وارد کنگره شده و هنوز هیچ علمی را کسب نکرده است پیش خودش می‌گوید چرا این‌قدر راهنمای من بی‌رحم است؟ می‌گویم خمارم و پرش پا دارم. شاید هم راهنما به ره‌جو دستور سقوط آزاد داده باشد. اینجاست که بحث قضاوت پیش می‌آید. ممکن است مرزبان جریمه یک‌میلیونی را برای فردی که بیش از 6 ماه غیبت کرده و دوباره برگشته است در نظر بگیرد و به او بگود باید پرداخت کنی و بعد می‌توانی وارد لژیون بشوی. باز اینجا هم می‌بینیم که فرد در مسند قضاوت قرار می‌گیرد و از زاویه دید خودش به همان میزان دانایی که کسب کرده است به این قضیه نگاه می‌کند.

بنابراین اگر بخواهیم از جهل و ناآگاهی به دورباشیم باید به دانایمان اضافه کنیم. به‌عنوان‌مثال اگر شخصی دزدی می‌کند، این کار به میزان دانایی او بستگی دارد که این کار را می‌کند. ما در کنگره آرام‌آرام پله‌ها را طی می‌کنیم و اگر ضعفی داریم روی خودمان کار می‌کنیم و لایه‌هایی را که از درون بیرون می‌زند شناسایی کرده و روی آن‌ها کار می‌کنیم...

 

موضوع دوم جلسه سومین سال رهایی آقا احمدرضا هست. من تا یاد دارم احمدرضا توی کنگره حضورداشته. اواخر پاییز سال 94 بود و در باغ یکی از دوستان لژیون را آنجا تشکیل می‌دادیم. یک بنده خدایی با من تماس گرفت و گفت که من برای درمان به شعبه اصفهان رفتم و شماره شمارا آقای اصغر منصوری به من دادند و گفتند که در شیراز لژیون هست و نمی‌خواهد دیگر شما این‌همه راه را به اصفهان بیایی. فکر می‌کنم جمعیت ما 10 یا 12 نفر بود. احمدرضا از همان روز اولی که آمده بود جذب لژیون شد، چون شعبه اصفهان را دیده بود.

 احمدرضا با مصرف روزی 10 تا کپسول هروئین وارد سیستم شد. آن موقع آقای اسماعیلی و آقای نمکی لژیون داشتند. عکس آقای اسماعیلی و آقای نمکی را نشان احمدرضا دادم و گفتم از چهره کدامشان خوشت می‌آید؟ آقای نمکی را انتخاب کرد. اولین نفری هم که در شیراز شربت OT را مصرف کرد احمدرضا بود. آن موقع کلینیک فقط کوزه‌گری بود و کوزه‌گری هم که خودتان می‌دانید ساقی و هروئین فروش زیاد است.

 احمدرضا یکی از اعضای فعال لژیون شد. ساختمانی را که الآن داریم، تعمیرات آن را مدیون آقا احمدرضا و دیگر دوستان هستیم. 2 ماه اینجا کار می‌کردیم. احمدرضا هرروز اینجا از صبح تا ساعت 12 شب حضور داشت. احمدرضا یک دوره هم مرزبان بود و یک دوره مرزبانی هم گذراند و خیلی عشق به خدمت دارد و روزهای جمعه در پارک خیلی فعال است.

هم‌سفر احمدرضا در آزمون کمک راهنمایی سال 96 شرکت کرد و قبول شد و الآن لژیون دارد. امیدوارم که احمدرضای عزیز در سال آینده در آزمون کمک راهنمایی قبول شود. برایش آرزوی جایگاه بالاتر رادارم. این روز عزیز را به احمدرضا و هم‌سفر محترمشان و آقای سعید نمکی راهنمای احمدرضا تبریک می‌گویم. به‌افتخار احمدرضا...

اعلام سفر احمدرضا:

سلام دوستان احمدرضا هستم یک مسافر. با 10 سال تخریب وارد کنگره 60 شعبه تخت جمشید شیراز شدم. آخرین آنتی ایکس مصرفی هروئین. با داروی شفابخش OT و روش DST به راهنمایی آقای سعید نمکی 11 ماه سفر کردم. الآن هم مدت 3 سال و 2 ماه هست که آزاد و رها هستم. ورزش در کنگره والیبال.

آرزوی مسافر:

امیدوارم هر شخصی که وارد کنگره 60 می‌شود به درمان و رهایی برسد و تولدش را جشن بگیریم.

سخنان مسافر:

سلام دوستان احمدرضا هستم یک مسافر. جا دارد که از مسافران و هم‌سفران محترم که امروز تشریف آوردند تشکر کنم. همان‌طور که محمد آقا گفتند من هم سال 94 وارد کنگره 60 شدم. با اندک آگاهی که داشتم و نمی‌دانستم چه‌کاری باید انجام بدهم. محمد آقا واقعاً به من خدمت زیادی کردند تا بتوانم رها شوم. روز اولی که وارد لژیون در پارک شدم دیدم یک آدم قوی‌هیکل دارد به سمتم می‌آید. این آدم کریم آقا بود. حقیقتاً  اولش ترسیدم و پیش خودم گفتم خدایا به خیر بگذرد. درصورتی‌که اشتباه می‌کردم. چون اولین باری که کریم آقا را دیدم واقعاً" انرژی گرفتم. در سفر اول که بودم زمانی که لژیون تمام می‌شد می‌رفتیم و روی یک سکویی می‌نشستیم و کریم آقا با چهره بشاش و خندانی که دارند برایمان صحبت می‌کردند. از تمام بچه‌ها انرژی می‌گرفتم.

تشکر می‌کنم از پدر و مادرم. در سفر اول خیلی همراه من بودند. خیلی به من بها دادند و خیلی براتیم زحمت کشیدند. از همین‌جا دستشان را می‌بوسم. از هم‌سفرم هم خیلی تشکر می‌کنم، در سرما و گرما پشت من بود تا من توانستم به رهایی برسم. از راهنمای خوبم آقای سعید نمکی و همچنین از محمد آقای عزیز خیلی تشکر می‌کنم. امیدوارم همه مسافران و هم‌سفران عزیز این روز را تجربه کنند و در تمام مراحل زندگی موفق و پیروز باشند...

 

سخنان اسیستانت محترم خانم معصومه:

سلام دوستان معصومه هستم یک هم‌سفر. خوشحالم که امروز در کنگره حضور دارم و در این جشن زیبا و با کلی حس خوب که از خاطرات آقای احمدرضا و هم‌سفر محترمشان برایم تداعی می‌شود. سومین سال تولد آقای احمدرضا را خدمت خودشان و هم‌سفر محترمشان خانم فاطمه عزیز و دختر عزیزشان، به پدر و مادر عزیزشان که در این جشن حضور دارند صمیمانه تبریک می‌گویم. همچنین به راهنمایان بزرگوارشان تبریک می‌گویم. امیدوارم که به بالاترین جایگاه‌ها دست پیدا کنند. جایی بسی خوشحالی است که این دو عزیز در کنگره به جایگاه‌های خاصی رسیدند. همان‌طور که استاد محترم بیان نمودند آقای احمدرضا مرزبان دوره قبل بودند و خانم فاطمه هم در حال حاضر کمک راهنمای لژیون هم‌سفران هستند.

به نظر من این خیلی مهم است که یک هم‌سفر در کنار مسافر قرار بگیرد و دوشادوش هم حرکتشان را آغاز کنند. یک مسافر تخریب دارد و یک هم‌سفر چه‌بسا تخریب بیشتری دارد و برای رسیدن به تعادل نیاز به آموزش دارند. یک ره‌جو برای اینکه موفق شود باید دو نکته را همواره مدنظر داشته باشد: یکی خواست قوی داشته باشد و دوم اینکه فرمان‌بر خوبی باشد. یکی از ویژگی‌های خانم فاطمه این بود که از ابتدای اینکه لژیون هم‌سفران راه‌اندازی شد ایشان به‌طور منظم در جلسات و در لژیون حضور داشتند و بعدازاینکه نتایج اعلام شد و ایشان قبول شدند و شال را دریافت کردند هیچ‌وقت خودشان را از آموزش‌های کنگره بی‌نیاز ندانستند و همواره باپشتکار و جدیت حرکت کردند و خوشبختانه امروز در این جایگاه هستند و با قلبی سرشار از عشق به هم‌سفران خدمت می‌کنند. برای من هرکدام از این تولدها یک پیامی دارد و دوست دارم که هر یک از شما هم که حضور دارید این را درک کنید که اگر ما راه اشتباهی برویم قطعاً" شکست می‌خوریم و اگر درراه درست حرکت کنیم به سرانجامی نیک و خیرخواهیم رسید.

آرزو می‌کنم زندگی این دو عزیز سراسر از خیر و نیکی باشد. به بالاترین جایگاه‌ها دست پیدا کنند و همواره بدرخشند و بتوانند به دیگران هم کمک کنند. یک‌بار دیگر به این دو عزیز تبریک می‌گویم و برایشان بهترین‌ها را آرزو دارم...

سخنان هم‌سفر احمدرضا کمک راهنما خانم فاطمه:

سلام دوستان فاطمه هستم هم‌سفر. من هم خدا را شکر می‌کنم که در این جایگاه قرار گرفتم و خداوند راه کنگره را برایمان نمایان کرد که با حضور در کنگره به درمان و رهایی برسیم. الآن مدت 3 سال است که به آن حال خوش رسیدیم. انشالله که همه مسافران و هم‌سفران سفر اولی که وارد کنگره می‌شوند بتوانند این لحظات و حس‌ها را درک کنند. ما هم اواخر سال 94 بود که وارد کنگره شعبه سلمان اصفهان شدیم. آنجا آقای منصوری شماره آقای ضرغامی را به ما دادند و گفتند شیراز یک لژیون هست و مسافرتان می‌تواند آنجا درمان شود. احمدرضا وارد لژیون شد و آقای ضرغامی خیلی برایشان زحمت کشیدند. از همین از ایشان تشکر می‌کنم.

احمدرضا چند ماه اول درست سفر نمی‌کردند و همش گریز زدن و ناراحتی بود. توصیه‌ای که به هم‌سفران دارم این است که ناامید نشوید. واقعاً این راه، راه سختی است که آقای مهندس آن را به سرمای 60 درجه زیر صفر تشبیه کرده‌اند. کسی که سالیان سال تخریب دارد ممکن است گریز بزند. ولی وقتی به قول آقای مهندس یوم الفصلش فرابرسد جذب کنگره می‌شود. مسافر من هم بعد از چند ماه که سفرش را خراب کرد و تلنگری که آقا محمد زد توانست راهش را پیدا کند و به‌درستی سفرش را شروع کرد. از خانم مهشید خیلی تشکر می‌کنم. اگر بخواهم به دستور جلسه ربط بدهم، من تا وقتی‌که در مورد کارهای مسافرم قضاوت و کنجکاوی می‌کردم به هیچ نتیجه‌ای نمی‌رسیدم. وقتی ما قضاوت می‌کنیم یک جنگ درونی شکل می‌گیرد، حس‌ها سنگین می‌شود و درب‌های محبت بسته می‌شود.

وقتی‌که تصمیم گرفتم در کنار مسافرم باشم و همراهی‌اش کنم و به قول آقای امین که می‌گویند همدردی نه بلکه باید همدل مسافر بود. احمدرضا کم‌کم به نتیجه رسید و درمان شد. الآن هم باهم این حال خوش را با خدمت کردن در کنگره‌داریم تجربه می‌کنیم. انشالله همه مسافران و هم‌سفران به این حال خوش دست پیدا کنند. از آقای مهندس، از خانم آنی، از آقای امین، آقای نمکی، آقای محمد ضرغامی، خانم مهشید، خانم معصومه عزیز که یک سال و 3 ماه در لژیونشان بودم و خیلی از ایشان آموزش گرفتم و خیلی به من لطف داشتند تشکر می‌کنم. از پدر و مادر مسافرم که همیشه همراه و حامی ما بودند تشکر می‌کنم. از تمامی هم‌سفران و مسافران عزیز که امروز تشریف آوردند تشکر می‌کنم.

این تولدها پیامی که دارد این است که هر چیزی به خواست خودتان امکان پذبر است. می‌توانید به درمان و رهایی برسید. تولدهایتان را جشن بگیرید. فقط به‌شرط اینکه به حرف راهنمایتان گوش دهید و این راهی را که برایتان نمایان شده به‌درستی طی کنید...

در پایان به مسافران رهایی یافته از بند اعتیاد گل نمادین رهایی اهداء شد .

مرزبان کشیک: مسافر کریم


تهیه مطلب : مسافر ایمان (لژیون دوم)

عکس: مسافر داوود(لژیون دوم)

منبع: نمایندگی تخت جمشید شیراز

http://takhtejamshid.congress60.org




می توانید دیدگاه خود را بنویسید
همسفر میترا چهارشنبه 13 شهریور 1398 01:40 ق.ظ
سلام و درود به استاد گرامی جلسه آقامحمد که مثل همیشه زیبا جلسه را اداره کردند، تبریک به آقا احمدرضا و همسفر گرامیشان خانم فاطمه و همچنین راهنمایان ارجمندشان، با آرزوی سلامتی و تندرستی
فاطمه همسفر داوود سه شنبه 12 شهریور 1398 12:32 ق.ظ
سپاس از استاد محترم جلسه، بیاناتی عالی و آموزنده بود،خداقوت خدمت نگهبان و دبیر محترم جلسه.
سومین سال رهایی آقا احمدرضا و خانم فاطمه،کمک راهنمای محترم را به خودشان و خانواده بزرگ کنگره تبریک عرض میکنم.انشاالله روزیه همه مسافران و همسفران عزیز باشد.
همسفر معصومه دوشنبه 11 شهریور 1398 08:50 ب.ظ
خداقوت خدمت استاد محترم آقای محمد
تبریک فراوان به آقای احمدرضا و خانم فاطمه.امید که در این مسیر به بالاترین جایگاه ها برسید و حال خوش نصیب زندگیتان باشد.
مسلم عزیزی لژیون دوم دوشنبه 11 شهریور 1398 04:22 ب.ظ
سومین سال ازادی احمدرضا رابه خودش وهمسفرش تبریک میگویم وخداقوت میگویم خدمت استادمحترم اقای ضرغامی جلسه پرباری بود تا بادچنین باد
همسفر طاهره لژیون دو دوشنبه 11 شهریور 1398 01:04 ب.ظ
آنانکه مجذوب رحمت الاهی میشوندبه ارتقاء میرسند تبریک سومین سال رهایی آقا احمدرضا وهمسفرخوبشان کمک راهنمای عزیزم که بال پروازمسافرشان والگوی خوب برای من همسفرهستتند امیدوارم درطول مسیرواجرای صحیح اهداف کنگره پایدار وبرقرار باشند تا باد چنین بادا
همسفر طاهره لژیون دو دوشنبه 11 شهریور 1398 01:04 ب.ظ
آنانکه مجذوب رحمت الاهی میشوندبه ارتقاء میرسند تبریک سومین سال رهایی آقا احمدرضا وهمسفرخوبشان کمک راهنمای عزیزم که بال پروازمسافرشان والگوی خوب برای من همسفرهستتند امیدوارم درطول مسیرواجرای صحیح اهداف کنگره پایدار وبرقرار باشند تا باد چنین بادا
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic