دستور جلسه هفتگی پنج شنبه ، وادی یازدهم + تولد اولین سال رهایی مسافر صمد
سه شنبه 1 مرداد 1398 ساعت 05:44 ب.ظ | نوشته شده به دست داود غفوری | ( نظرات )

بنام قدرت مطلق الله

اولین جلسه از دور هشتم سری کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره 60 ویژه مسافران و همسفران نمایندگی تخت جمشید روز پنج شنبه مورخ 1398/4/27 با دستور جلسه « وادی یازدهم و تاثیر آن روی من+جشن تولد اولین سال رهایی مسافر صمد » با استادی ایجنت محترم مسافر محمد ، نگهبانی مسافر حمزه و دبیری مسافر حسن رأس ساعت  17 آغاز به کار نمود.

سخنان استاد:

سلام دوستان محمد هستم مسافر. خدا را شاکرم که یک‌بار دیگر فرصتی ایجاد شد تا در این جایگاه قرار بگیرم. به نگهبان و دبیر هم شروع دوره جدید را تبریک می‌گویم.

امروز ما دو تا موضوع داریم یکی دستور جلسه و یکی تولد. تولد اولین سال آزادی و رهایی مسافر صمد. دستور جلسه این هفته وادی یازدهم و تأثیر آن روی من هست. ما در کنگره کتابی داریم به نام کتاب عشق که چهارده وادی یا دستورالعمل برای رسیدن به خود می‌باشد. زمانی که وارد کنگره می‌شویم خیلی از مطالب را متوجه نمی‌شویم، استاد چه می‌گوید، ره‌جوها چه می‌گویند، راهنما چه می‌گوید؛ اما مدت‌زمانی که از سفر شخص می‌گذرد با سیستم آشنا می‌شود و آرام‌آرام به این درک و فهم می‌رسد که به کجا آمده است. وادی اول راداریم که می‌گوید هر شخصی برای انجام هر کاری بایستی اول تفکر کند یک مصرف‌کننده هم وقتی می‌خواهد مواد مصرف کند اول بایستی تفکر کند چون بدون تفکر قطعاً مشکلاتی برایش به وجود می‌آید. شخصی هم که به کنگره می‌آید باید یک تفکر مثبتی داشته باشد که هدفش از آمدن به کنگره چیست؟ وادی دوم وادی امید است که می‌گوید هر شخصی جهت کاری به وجود آمده است و ما نبایستی خودمان را بیهوده بپنداریم. وادی سوم می‌گوید، اگر تخریبی هم بوده خود ما در به وجود آوردن آن دخیل بودیم و باعث‌وبانی این تخریب خودمان بودیم و این خود ما هستیم که باید در مسیر درمان قرار بگیریم و کسی نمی‌تواند این مسئله را برای ما حل کند.

وقتی وارد وادی چهارم می‌شویم می‌گوید درکارهای حیاتی مسئولیت دادن به خداوند یعنی سلب مسئولیت از خویشتن. شاید از خدا کمک بخواهیم که مثلاً کاری را برای ما انجام بدهد، اما این وادی می‌گوید تمام این افکار را باید کنار بگذاری و خودت حرکت کنی. در وادی می‌گوید تفکر قدرت مطلق حل نیست، بلکه توأم با رفتن و رسیدن آن را کامل می‌کند؛ یعنی چی؟ یعنی اینکه در چهار وادی اول می‌گوید فکر بکن، اما حالا که وارد وادی پنجم شدی هرچقدر تا حالا فکر کردی و تفکر داشتی باید به مرحله اجرا درآوری و حرکت کنی. همه ما روزی مصرف‌کننده بودیم، با ساقی تماس می‌گرفتیم و ساقی مواد را درازای حالا یا چک یا نقدی تحویلمان می‌داد؛ اما زمانی می‌شد که زنگ می‌زدیم ولی ساقی جواب نمی‌داد و بالاخره می‌رفتیم و مواد را تهیه می‌کردیم. حالا وادی پنجم هم می‌گوید برای رسیدن به درمان باید خودت حرکت کنی و اگر بخواهی این مسئولیت را به کسی واگذار کنی به هیچ جایی نمی‌رسی و درمانی صورت نمی‌گیرد. وادی ششم می‌گوید برای رسیدن به‌فرمان عقل به اینجا آمدی. همه ما زمانی که درگیر مواد مخدر شدیم یک‌چیز کم بود و آن عدم شناخت و آگاهی نسبت به مواد بود. حالا وقتی‌که ما وارد کنگره می‌شویم باید تمام اطلاعات لازم را دریافت کنیم تا بتوانیم به سمت نور حرکت کنیم. کسی می‌تواند این نور را حس کند و آن را دریافت کند که در مسیر مستقیم برای رسیدن به‌فرمان عقل حرکت می‌کند. برای رسیدن به‌فرمان عقل هم یک‌قدم یک‌قدم به جلو می‌رویم و یک‌دفعه عمل نمی‌کنیم. وادی هفتم می‌گوید رمز و راز کشف حقیقت در دو چیز است: یکی یافتن راه و دیگری آنچه برداشت می‌کنیم. خود من خیلی از راه‌ها را تجربه کردم اما فایده‌ای نداشت و به دلیل اینکه راه غلط بود، هیچ برداشتی هم صورت نمی‌گرفت؛ اما کنگره می‌گوید وارد شو، صبر کن و نتیجه این کار در آخر معلوم می‌شود.

وادی هشتم می‌گوید با حرکت راه نمایان می‌شود. فرد زمانی که وارد کنگره می‌شود در اول کار شاید خیلی برایش سخت باشد که یازده ماه صبر کند تا به درمان برسد. زمستان می‌شود می‌گوید سرد است، تابستان می‌شود می‌گوید گرم است، توانایی نشستن در لژیون را ندارد؛ اما اگر بخواهیم یک مسیر هزار فرسخی را طی کنیم، مهم قدم اول است اگر به من بگویند کوه را جابه‌جا کن قبول می‌کنم و شروع آن از شن ریزه‌هاست. فردی که وارد کنگره می‌شود در وهله اول برایش سخت به نظر می‌رسد، اما وقتی وارد بازی شد و آرام‌آرام آموزش‌ها را دریافت کرد بعد از مدتی متوجه می‌شود که بازی خیلی شیرین و لذت‌بخش است. وادی نهم می‌گوید نقطه تحمل. می‌گوید اگر می‌خواهی به حال خوش برسی باید نقطه تحملت را بالا ببری. در زمان مصرف این نقطه تحمل خیلی پایین بود. اگر مصرف نمی‌کردیم زود به هم می‌ریختیم. در این وادی می‌گوید باید عکس آن را عمل کنیم و آرام‌آرام از مصرف مواد را کاهش بدهیم و به تولیداتی مواد شبه افیونی که درون بدن رخ می‌دهد دقت کنیم تا بدن خودش تولیدش را شروع کند. وادی دهم می‌گوید صفت گذشته صادق نیست. خیلی‌ها را دیدیم آدم‌های خوبی بودند، اما بعد از مدتی به آدم‌های بدی تبدیل شدند. انسان می‌تواند در هر حالتی که باشد تغییر کند. اگر من روزی مصرف‌کننده بودم توانستم تغییر صفت بدهم و امروز دیگر صفت مصرف‌کننده را نداشته باشم. یادم هست با چند تا از بچه‌های کنگره داشتیم از تهران برمی‌گشتیم، برای صرف ناهار جایی در مسیر توقف کردیم. یه بنده خدایی آمد و گفت شما یه کاره‌ای هستید. گفتیم چه‌کاره؟ احتمالاً استاندار یا فرماندار. شغل مهمی دارید. با خنده به او گفتم تمام این‌ها که شما فکر می‌کنید نیستیم. گفتم همه ما روزی مصرف‌کننده بودیم، یکی شیشه مصرف می‌کرد، یکی شیره‌ای بود، یکی تریاکی بود. اولش باور نمی‌کرد. بعدازاینکه عکس‌های زمان مصرف رانشانش دادیم باورش شد. وقتی می‌گویم صفت گذشته صادق نیست و قابل‌تغییر است همین است که دیگران روزی که مصرف‌کننده بودیم یه جور فکر می‌کردند، اما حالا که درمان شده‌ایم و حالمان خوب است و این حال خوبی در چهره ما نمایان است طور دیگری فکر می‌کنند.


وادی یازدهم می‌گوید چشمه جوشان ورودهای خروشان به بحر و اقیانوس می‌رسند. در آخر وادی می‌گوید عاقبت؛ یعنی کسی که حرکت می‌کند و در مسیر درست است عاقبت می‌رسد. این‌طور نیست که هر آبی روان شود به اقیانوس می‌رسد. به‌وضوح داریم می‌بینیم که خیلی‌ها وارد پروسه درمان می‌شوند و مدتی هم‌سفر می‌کنند اما در آخر می‌بینیم که به رهایی نمی‌رسند. چرا؟ چون خواسته‌ای درونی برای درمان شدن ندارند. چشمه که ثابت است اما برای اینکه حرکتی داشته باشد باید منبعی برای ذخیره وجود داشته باشد و یک اختلاف‌پتانسیلی باشد که باعث شود آب از درون روزنه چشمه به حرکت دربیاید. هر چه ذخیره بیشتر باشد، حرکت قوی‌تر و خروشان‌تر است. فردی هم که تازه‌وارد پروسه درمان می‌شود شاید در اول هیچ حرکتی نداشته باشد اما بعد از مدتی که می‌گذرد و آموزشی که دریافت می‌کند این حرکت شکل می‌گیرد. زمانی حرکت ما معنی پیدا می‌کند که آن اطلاعاتی را که در مدت یازده ماه دریافت می‌کنیم بتوانیم زکات آن را پرداخت کنیم. اگر من چیزی را از کنگره یاد گرفتم، این آموزش و اطلاعاتی را که دریافت کردم در قالب سفر دوم با خدمت کردن در جایگاه‌های مختلف انتقال می‌دهم. هر چه بیشتر انتقال بدهم حرکت من در این رود بیشتر می‌شود. وقتی به اقیانوس می‌رسیم می‌بینیم اقیانوس محلی است که آرامش دارد. زمانی که در سفر اول هستیم آرامش را حس نمی‌کنیم. زمانی به آرامش می‌رسیم که وارد سفر دوم شویم. وقتی وارد سفر دوم شدیم می‌بینیم که سفر اول چقدر راحت بوده درحالی‌که ما سخت می‌گرفتیم. در سفر دوم هم هر چه پیش می‌رویم و به وسط اقیانوس می‌رسیم معنای آرامش را بیشتر درک می‌کنیم؛ و در آخر وادی هم می‌گوید انسان باید بداند که مسیر هموار نیست و چیزی که مهم است، خواست، تفکر و حرکت سالم است که با حس سالم و عقل سالم و عشق سالم عاقبت باعث پر شدن چشمه وجودی می‌شود. این پر شدن دست تک‌تک همه ماست و این خود ما هستیم که باید جوری این انرژی پتانسیل را تنظیم کنیم که به حرکت دربیاید و این حرکت از درون شعبه و لژیون آغاز می‌شود. روزی که لژیون خدمتگزار هستیم زودتر در شعبه حاضر شویم، خدمت‌ها را بگیریم. روزهای جمعه ورزش کنیم، مشارکت کنیم، گوش‌به‌فرمان راهنما باشیم تا به وادی یازدهم برسیم.


قسمت دوم جلسه مربوط به تولد یک سالگی آقا صمد هست. آقا صمد 17/3/96 وارد نمایندگی تخت جمشید شد. فکر کنم هنوز اسم تخت جمشید قید نشده بود و فقط نمایندگی شیراز بود. توسط یکی از دوستانش که باهم مصرف می‌کردند به کنگره معرفی شد. خودش به‌تنهایی به اینجا آمد و پذیرفت که می‌خواهد درمان بشود. سه جلسه مشاوره شد و برای انتخاب راهنما پیش من اومد و بهش گفتم من خیلی سختگیرم و باید مثل بچه‌مدرسه‌ای مشق شب بنویسی. خب پذیرفت و حرکتشو شروع کرد و از همان اوایل وقتی وارد شد یه هم‌سفر کوچولو هم بنام مهران همراهش بود که پابه‌پایش آمد. هر چیزی را به صمد می‌گفتم موبه‌مو انجام داد. بهش گفتم باید سی دی بنویسی. گفت چشم و رفت. یکی دو هفته بعد دیدم با یه دفتر آمد و نشان داد که سی دی را نوشته. کاری که صمد انجام داد این بود که فرمان‌بردار این سیستم شد و هر چیزی را که راهنما می‌گفت، نه نگفت و انجام داد. چون دید راهنما کسی است که این مسیر را خودش طی کرده و به حال خوش رسیده و توانسته تعدادی را به درمان برساند و در تصورات ذهنش این بود که من هم می‌توانم این سیستم را بپذیرم. شاید اختلاف سنی باراهنما داشته باشم. خود صمد هم‌شغلش جوری است که به تعدادی آموزش می‌دهد ولی در اینجا داشت آموزش می‌گرفت. یک راهنما فقط مسیر راه را به ره‌جو نشان می‌دهد و مابقی کار به عهده خود ره‌جوست. صمد وقتی چند ماهی که گذشت، در پارک مرتب شرکت می‌کرد و حتی مسئول ورزش لژیون شد و جوی را در پارک درست کرد که دو سه تا تیم شدیم و توانستیم توی پارک بچه‌ها را دورهم جمع کنیم. در مورد هم‌سفرش مهران هم موقعی که به جلسه می‌آمد از همان اول مشارکت می‌کرد. مهران با گوشی مشارکت خودش را ضبط می‌کرد و بعد که به خانه می‌رفت مشارکت خودش را گوش می‌گرفت که اگر کم و کاستی داشته باشد جلسه بعد آن را اصلاح کند. مهران یکی از مهره‌های اصلی تیم والیبال ما هست. چیزی که صمد دیدم این بود موقعی که مشارکت می‌کرد و می گفت سلام دوستان صمد هستم مسافر. یه هم‌سفر کوچولو به نام مبینا بود، اولین نفر مبینا می‌گفت سلام صمد؛ و حتی به خانواده‌اش می‌گفت بریم همان‌جایی که صمد هست.

در پایان صمد در تاریخ 17/3/96 با مصرف تریاک دودی با TDS،1CC سفرش را آغاز کرد. به مدت 10 ماه و 5 روز سفر کرد و با مصرف 1144CC شربت OT در تاریخ 22/1/97 به دستان مهندس در ساختمان آکادمی با هم‌سفرش و تعدادی از ره‌جوهای لژیون دوم به رهایی رسید و ما این روز را به صمد تبریک می‌گوییم. امیدوارم در این آزمونی که برگزار شد به‌زودی نمرات قبولی شیراز هم اعلام شود و یکی از این قبول‌شدگان صمد باشد. متشکرم...

اعلام سفر مسافر صمد:

سلام دوستان صمد هستم مسافر. مدت تخریب 16 سال. آخرین آنتی ایکس مصرفی تریاک و متادون. روش درمان DST. داروی درمان شربت OT. به راهنمایی آقای محمد لژیون دوم، 10 ماه 5 روز سفر کردم و 1 سال و 3 ماه هست که با دستان پرمهر مهندس آزاد و رها شدم. ورزش در کنگره والیبال و دارت

آرزوی مسافر صمد:

آرزو می‌کنم تمام بچه‌های شعبه در آزمون کمک راهنمایی قبول شوند تا بتوانیم شاهد افتتاح و گسترش شعبات بیشتری در شیراز باشیم.

سخنان مسافر صمد:

سلام دوستان صمد هستم مسافر. اول از خداوند بزرگ سپاس گذارم. از آقای مهندس تشکر می‌کنم که بستری را فراهم کردند بر ای تعداد زیادی از افرادی که خواهان درمان اعتیاد هستند، در این مسیر قرار بگیرند و به رهایی و حال خوش برسند. از راهنمای خوب و عزیزم آقای محمد ضرغامی ایجنت محترم که زحمات زیادی را برای این شعبه می‌کشند تشکر می‌کنم. به جرات می‌توانم بگویم که ایشان مانند شمعی بودند که در تاریکی‌ها چراغ راه من شدند. مطمئناً این تشکرهای قلبی و زبانی ذرهای نمی‌تواند از زحمات راهنما را جبران کند. انشالله که اجرشان با خداوند باشد. آرزوی بهترین توفیقات را برای خودشان و خانواده محترمشان دارم. از تمام بچه‌ها و دوستانی هم که به من لطف داشتند تشکر می‌کنم.

من هم طی این مدت 16 سالی که اعتیاد داشتم راه‌های زیادی را تجربه کرده بودم. بالای 20 بار قطع مصرف داشتم و از راه‌های مختلف و زیر نظر پزشکان کلینیک. متادون درمانی که دیگر این اواخر شده بود سالی یک‌بار. 5 تا 6 ماه سال را مصرف می‌کردم و مابقی ماه‌ها را متادون مصرف می‌کردم. حتی جوری بود که یک قرص 5 میل متادون را 5 قسمت می‌کردم و 5 روز مصرف می‌کردم، اما امکان قطع مصرف وجود نداشت. هر وقت که قطع می‌شد طی یک هفته تا 10 روز مجدداً میل به مصرف پیدا می‌شد. توی هر مراسمی که می‌رفتم عزا یا عروسی بود تازه این مصیبت شروع می‌شد که حالا چه‌کار کنم. مسیری بود که به نتیجه‌اش هیچ امیدی نبود. حتی یکی از آشناهایمان هم کمپ داشت و من هم خودم را به‌عنوان یک مصرف‌کننده معرفی نمی‌کردم. گفتم برای کسی می‌خواهم. گفت حالا بیا ببین چه جوره. ما که نگهبان نظم داریم درباز است، اما کمپ در همیشه قفل است. خلاصه رفتم و وارد مجموعه شدیم، استخر کوچکی وجود داشت. دیدم دو سه تا اتاق هم وجود دارد، از درب که وارد شدم دیدم دو سه نفر را به تخت زنجیر کردند و مسئول کمپ گفت اینجا سم‌زدایی می‌کنیم و برایتان فیلم‌های آموزشی پخش می‌کنیم. این هم استخر آب است و الی‌آخر. به خودم گفتم اینجا جای من نیست. ماه رمضان سال 96 بود که به شعبه آمدم و سه جلسه مشاوره را گذراندم و راهنما انتخاب کردم.

راهنمایان مصداق نوری در تاریکی هستند به جهت نجات انسان‌ها از تاریکی به سمت نور. در تکاپو هستند و اجرشان نزد خداوند و جایگاهشان بس‌بالاست. پیوندی عمیق محبت بین خود و خدایشان برقرار نمودند. برایشان بالاترین جایگاه‌ها را آرزو می‌کنم و از خداوند سلامتی، طول عمرو توفیق روزافزون دارم. تولدها همیشه با خود پیامی به همراه دارند برای من مسافر و تازه‌وارد. در کنگره به کمک راهنما راه درست زندگی کردن و به دست آوردن اختیار و فرماندهی جسم، برگشت قوای جسمانی به فرد و نحوه تفکر صحیح و در کل رسیدن به همان اقیانوس آرامی که در وادی یازده به آن اشاره‌شده است می‌رسیم. باید شاکر و سپاسگزار کسانی باشیم که ما را ارتقاء دادند. در کنگره می‌آموزیم که چطور از سد حس‌هایی مانند ترس، منیت و ناامیدی عبور کنیم و بتوانیم بهتر زندگی کنیم و به مسیر خود در صراط مستقیم و ارزش‌ها ادامه بدهیم. حتی اگر با سختی‌ها و مشکلات زیادی هم روبه‌رو شویم باید ادامه دهیم زیرا نتیجه با خداوند است. متشکرم...

سخنان هم‌سفر مهران:

سلام دوستان مهران هستم یک هم‌سفر. خدا را شکر می‌کنم که در این جایگاه قرار گرفتم. نزدیک دو سال است که به کنگره می‌آیم. جلسه اول که آمدم تولد آقا مسعود بود. آموزش‌های خیلی زیادی از کنگره گرفتم. از آقای مهندس خیلی تشکر می‌کنم که ابداع این روش باعث شد تا افراد زیادی در مسیر درمان قرار بگیرند. پدر من هم بعد از سال‌ها توانست وارد این مسیر شود و به درمان برسد. خیلی خوشحالم که به حال خوش رسید و می‌تواند در این شعبه به افراد تازه‌وارد و سفر اولی‌ها خدمت کند. مشکلاتم تا حدود زیادی برطرف شد. از استاد جهان‌بینی استاد امین هم تشکر می‌کنم. از آقای محمد ضرغامی راهنمای پدرم و کمک راهنمایان هم‌سفران کمال تشکر و قدردانی رادارم. از همه‌کسانی که در این سفر به ما کمک نمودند و از تمام بچه‌های شعبه تشکر می‌کنم. انشالله که همه سفر اولی‌ها این روز قشنگ را تجربه کنند و قدر آموزش‌ها را بیشتر بدانند. از تمام دوستانی هم که زحمت کشیدند و در این جشن شرکت کردند تشکر می‌کنم.



























مرزبان کشیک: مسافر مسلم


تهیه مطلب : مسافر ایمان (لژیون دوم)

عکس: مسافر داوود(لژیون دوم)

منبع: نمایندگی تخت جمشید شیراز

http://takhtejamshid.congress60.org



می توانید دیدگاه خود را بنویسید
همسفر فاطمه چهارشنبه 2 مرداد 1398 06:08 ب.ظ
تشکر از استاد،نگهبان و دبیر محترم
تبریک به آقای صمد سالروز یکسال رهایی و همچنین موفقیت در آزمون کمک راهنمایی
همواره موفق و پیروز باشید.
فاطمه همسفر داوود چهارشنبه 2 مرداد 1398 11:12 ق.ظ
درود و سپاس از استاد محترم، نگهبان و دبیر جلسه.
بیاناتی عالی و آموزنده بود، وادی ها را به زیبایی بیان نمودند،رهایی آقای صمد را و قبولی ایشان در آزمون کمک راهنمایی را به جناب مهندس و راهنمای محترمشان و همه اعضای شعبه تخت جمشید تبریک میگم به امید موفقیت و پایداری در این مسیر.
معشوقه به سامان شد تا باد چنین بادا
کفرش همه ایمان شد تا باد چنین بادا
ملکی که پریشان شد از شومی شیطان شد
باز آن سلیمان شد تا باد چنین بادا
مهدی چهارشنبه 2 مرداد 1398 01:28 ق.ظ
تبریک اولین سال به آقا صمد کمک راهنمای تازه قبول شده محترم لژیون دوم و راهنمای گرامی آقای محمد ضرغامی.تا باد جنین بادا
همسفر طاهره لژیون دو سه شنبه 1 مرداد 1398 11:45 ب.ظ
درودوخداقوت به استاد،نگهبان ودبیر جلسه واولین سال رهایی اقا. صمدوهمچنین پذیرفته شدنشان رادر آزمون کمک راهنمایی تبریک میگویم پایداروبرقرار باشید
مسلم عزیزی لژیون دوم سه شنبه 1 مرداد 1398 09:56 ب.ظ
خداقوت خدمت استادجلسه جلسه پرباری بود یک سال رهایی اقاصمد روبه بنیان کنگره اقای مهندس وبه راهنمای عزیزشان اقای محمدضرغامی وبه صمدو اقامهران تبریک میگویم انشاالا مبارکتون باشد
مسلم عزیزی لژیون دوم سه شنبه 1 مرداد 1398 09:55 ب.ظ
خداقوت خدمت استادجلسه جلسه پرباری بود یک سال رهایی اقاصمد روبه بنیان کنگره اقای مهندس وبه راهنمای عزیزشان اقای محمدضرغامی وبه صمدو اقامهران تبریک میگویم انشاالا مبارکتون باشد
همسفر میترا سه شنبه 1 مرداد 1398 07:09 ب.ظ
سلام و خداقوت به استاد محترم جلسه و همچنین نگهبان و دبیر گرامی، جلسه بسیار پرباری بود استاد به زیبائی جلسه را اداره کردند، تبریک و شادباش به آقا صمد بابت تولد یکسالگیشان و همچنین پذیرفته شدنشان در آزمون بزرگ کمک راهنمائی انشالله که پیروز و سربلند باشید و از لیاقتی که خداوند در جهت خدمت به خلق به شما داده نهایت استفاده را بکنید، چرا که هیچ عبادتی بالاتر از خدمت به خلق نیست.
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic