مشارکت‌های مکتوب،لژیون همسفران
جمعه 2 شهریور 1397 ساعت 02:30 ق.ظ | نوشته شده به دست محمد ضرغامی | ( نظرات )

مشارکت در لژیون

 

خداوند را شاکرم که بار دیگر توفیق حضور در کنار شما همسفران عزیز رادارم، امیدوارم که حال همگی شما خوب باشد و اوضاع بر وفق مرادتان باشد.

 

 دستور جلسه لژیون؛  سی دی انرژی و  مشارکت‌های همسفران.


 

 همسفر زهره:

هر موجودی برای رشد و بقا احتیاج به انرژی دارد و باید این انرژی را پیدا و مصرف کند. برای پیدا کردن انرژی باید از حس کمک بگیرد و حس اولین نیرویی است که قوه‌ی عقل، ایمان، عشق، تنفر را به کار می‌اندازد. جایگاه حس قلب است. ما با حس یک‌چیزی را دریافت و با کمک عقل و تفکر آن را بررسی کرده و سپس نسبت به آن عکس‌العمل نشان می‌دهیم. برای خوب شدن حس خود باید با دانایی و آگاهی عمل کنیم. اگر ما نسبت به اطرافیانمان حس خوب داشته باشیم، طبیعتاً جذب آن‌ها و اگر حس بد داشته باشیم، نیروی دافعه داریم; پس هر چیزی همنوع خودش را جذب می‌کند.

 باید دانش خود را به سطحی برسانیم که بتوانیم تمام انرژی‌های مثبت و ارزشی را به‌طرف خود جذب کنیم. ما از اول صبح که بیدار می‌شویم باید با حس خوب و پرانرژی بلند شویم نه اینکه فقط لفظاً به خودمان بگوییم که ما انرژی مثبت داریم.

 ازنظر من انرژی منفی باعث بیان لفظی می‌شود; بلکه باید با حسمان انرژی مثبت را به وجود بیاوریم و ارتقا بدهیم و این کار با تمرین و تکرار به وجود می‌آید و یادمان باشد نیروهای منفی همیشه قوی‌تر در کنار ما هستند و ما باید با آن‌ها مقابله کنیم. مثل آمدن ما به کنگره و پایداری ما در کنگره همه نشان از انرژی و حس مثبت و آموزش پذیری اعضای آن برای داشتن حس خوب است. من وقتی وارد کنگره شدم از روز اول آن حس مثبت و انرژی من را جذب خودش کرد، شاید برای شما هم اتفاق افتاده باشد و کنگره را مثل یک بهشت می‌دیدم و حس و انرژی که از کنگره می‌گرفتم تا یک هفته من را پرانرژی و شاد نگه می‌داشت.

 

 

همسفر میترا:

حس؛  عقل و عشق را به کار می‌اندازد و  همه موجودات  دارای حس هستند. در مورد انسان هم همین‌طور است،

 همه‌ی ما برای بقا به انرژی نیاز داریم و خیلی از موجودات هم همین‌طور، مثلاً درختان و بیشتر موجودات  انرژی که لازم دارند را از خورشید می‌گیرند.

 همه انسان‌ها، گیاهان، نباتات و ... همه داریم انرژی را از خورشید می‌گیریم، شاید بعضی وقت‌ها وارد جنگل شده باشیم و دیده باشیم درختان کج شده‌اند، این‌ها می‌خواستند انرژی را از خورشید بگیرند و روزنه‌ای نبود و بالاخره به هر نحوی که بوده، خودش را به نور خورشید رسانده و انرژی را گرفته است. ما انسان‌ها هم از خورشید و از فضا انرژی می‌گیریم و دنبال کسب انرژی هستیم.

 

 همسفر فاطمه:

هیچ موجودی نمی‌تواند حس نداشته باشد، باید حس ما خوب باشد. یک نفر که صحبت می‌کند; اگر منفی حرف بزند حس بدی به ما دست می‌دهد، اگر مثبت باشد، انرژی می‌گیریم و حسمان خوب است.

چشم جایگاه نور، شنوایی جایگاه صوت و قلب جایگاه حس است. همه‌ی حس‌ها به یکجا به نام قلب می‌روند.

 غذایی که ما می‌خوریم اگر خوب باشد، انرژی می‌گیریم و لذت می‌بریم یا به‌جایی که می‌رویم مثلاً دریا، ما حس خوب را ازآنجا می‌گیریم یا پرندگان و موجودات زنده و طبیعت که همگی حس خوبی به ما می‌دهند.

 

همسفر مرضیه

هر موجودی برای رشد و بقای خودش احتیاج به انرژی دارد، ما در هستی هیچ موجودی را نمی‌توانیم، پیدا کنیم که انرژی نداشته باشد; حتی کره‌ی زمین، اگر خورشید نباشد و گرما نباشد، تمام منطقه‌ی زمین سرد می‌شود و هیچ‌چیز حیات پیدا نمی‌کند.

پس هر موجودی باید دنبال انرژی باشد و بدون انرژی هیچ حرکتی انجام نمی‌شود. مثلاً می‌توانیم جاروبرقی داشته باشیم بدون انرژی؟ خیر، ماشین داشته باشیم بدون انرژی؟ خیر.

 پس ما، هم انرژی خورشیدی داریم، هم انرژی بادی داریم.

 بنابراین همه‌ی ما به انرژی احتیاج داریم. همه‌ی انسان‌ها حتی حیوانات هم به انرژی احتیاج دارند، پس باید غذا بخوریم تا انرژی داشته باشیم، باید بگردیم تا انرژی را پیدا کنیم. مثلاً یک درخت احتیاج به انرژی خورشید دارد تا رشد کند; اگر انرژی خورشید به گیاه نرسد از بین می‌رود; مگر بعضی از گیاهان خاص که احتیاج به نور ندارند. در حیوانات هم همین‌طور است، بستگی به نوع حیوان دارد که چگونه زندگی می‌کند، مثلاً یک کرم پنج حس را ندارد یا یک حشره ممکن است سیستمش فرق کند. ولی معمولاً حیوانات این پنج حس رادارند.

مهم‌ترین قسمت انسان هم حواسش هست و با گیرنده‌هایش باید اطلاعات بگیرد و با حس خودش باید غذا پیدا کند و تشخیص دهد، این غذا قابل‌خوردن هست یا نه.

مثلاً خوردن چند عدد بادام تلخ مثل خوردن سیانور است و باعث مرگ انسان می‌شود یا هسته زردآلو تلخ. اولین چیزی که برای موجودات لازم و ضروری است، حس است. چون همه‌چیز از حس شروع می‌شود; حتی عشق، ایمان، محبت، کینه، نفرت، دوست داشتن همه‌ی این‌ها بر مبنای حس است. حتی اگر ما بخواهیم بیدار شویم بر مبنای حس است. پس ما به این نتیجه می‌رسیم هستی بر مبنای سه عنصر است: حس، نور، صوت که ارتباطات بین هستی را به وجود می‌آورند شکل‌گرفته است.

 اگر به کتاب آسمانی مراجعه کنیم می‌گوید گوش، چشم و قلب جایگاه حس است. برای همین استاد سیلور می‌گوید عشاق و معشوق دستشان را روی قلبشان می‌گذارند و می‌گویند آه قلبم گرفت و قلبم ریخت. زود این فضا و حس در قلبشان حس می‌شود. قرآن می‌فرماید: الم نشرح لک صدرک، مگر سینه‌ی تو را گشاده نکردیم. پس نتیجه می‌گیریم که ما هم حس شنوایی داریم، هم حس بینایی داریم، هم حس چشایی داریم و همه‌ی آن‌ها به یکجا می‌روند  و  اطلاعات را انتقال بدهند. پس  موجودات و انسان‌ها توسط صوت و نور و حس به حیات خودشان ادامه می‌دهند و اگر این صوت و حس از آن‌ها گرفته بشود، دچار بحران می‌شوند.

 حواس ما به ما می‌گوید که این آدم خوبی است یا نه آن را دوست دارم یا نه این غذا را بخورم یا نخورم با یک نفر حرف بزنیم یا نزنیم.

 پس نقطه‌ی بعدی که پشت سر عقل است، حس است یا افکار و اندیشه‌ی ماست

حس خوب خرج دارد. مثل ماشین خوب، خانه‌ی خوب; بنابراین حس خوب هم خیلی گران است و خرج دارد باید به مرحله‌ی دانایی و آگاهی برسیم یا به دانش برسیم وقتی به دانش برسی آن‌وقت همه هستی را دوست داری و از تمام هستی لذت می‌بری.

 باید اول ندانی را بدانی تا بدانی را بدانی.

بعضی وقت‌ها صبح که از خواب بیدار می‌شویم با همه‌چیز و همه‌کس دعوا داریم و اگر با حس بد بیدار شدیم تمام مشکلات را برای خودمان تا عصر درست کرده‌ایم.

 

در پایان مشارکت‌های همسفران، استاد محترم خانم معصومه، بیان جامعی از مباحث سی دی انرژی را ارائه نمودند و به سؤالات همسفران پاسخ دادند که خلاصه‌ای از آن به‌قرار زیر است.


 

 اسم این سی دی انرژی هست ولی بیشتر راجع به حس صحبت شده است.

اگر جزوه جهان‌بینی را خوانده باشید حس و انرژی به هم مربوط هستند و مثالش هم زده که انرژی را تصور کنید که استخر آبی که ورودی و خروجی در آن وجود دارد برای پدیدار شدن حس باید آب جریان پیدا کند و یا هسته‌ای که وقتی داخل زمین می‌کاریم وقتی رطوبت دریافت می‌کند حسش بیدار می‌شود و جوانه می‌زند، بنابراین از طریق حس  رطوبت و مواد مغذی داخل خاک را دریافت و جوانه می‌زند و اگر انرژی به آن برسد، قوی و بزرگ می‌شود و اگر نرسد، رشد نمی‌کند.

 انرژی  در ایجاد حس نقش دارد، مثل ما وقتی‌که انرژی داشته باشیم، قدرت داریم، ممکن است در یک جمع به بچه خیلی شلوغ کند، شیطنت کند، وقتی انرژی داشته باشیم از آن خسته نمی‌شویم، تحمل می‌کنیم و سرش داد نمی‌زنیم; ولی وقتی سطح انرژی‌مان پایین باشد، ممکن است از کوره دربرویم و به‌تندی با او برخورد کنیم.

 بنابراین سطح انرژی ما باعث می‌شود که ما با طرف چه برخوردی داشته باشیم.

حس اولین نیرویی هست که باعث حرکت قوای درونی ما مثل  عشق، عقل، ایمان و تنفر می‌شود. هر چیزی اول باید  این انرژی به آن برسد و بعد حس این قوا رو به حرکت دربیاورد

 

ما انسان‌ها برای بقا و سالم بودن احتیاج به انرژی که غذا هست داریم  و انرژی‌هایی که از اطرافیانمان می‌گیریم در درونمان یا صور پنهانمان  است. دو نکته در نظر داشته باشید

 

۱. هر چیزی که در هستی وجود دارد نیاز به انرژی دارد

 ۲. باید این انرژی را پیدا کرد ما پنج حس داریم: بویایی، بینایی، چشایی، شنوایی و لامسه؛ که این پنج حس انرژی را دریافت می‌کنند. ما وقتی‌که خواب هستیم بازهم این حواس کار می‌کنند،  بعد از مرگ هم نیاز به حواس داریم شاید شکلش این‌جور مثل این دنیا نباشد. مثل‌اینکه حواس ما انسان‌ها با موجودات دیگر فرق می‌کند. مثلاً کرم خاکی را در نظر بگیرید، او هم  حواس دارد، ممکن است همه حواس که ما داریم را نداشته باشد; بنابراین هر موجود بر اساس ساختار و موجودیتی که دارد، انرژی و حس مربوط به خودش را دارد.

در کنگره راجع به حس خیلی صحبت شده، چون تمام ساختارهای درونی ما بر اساس حس است، عشق، محبت، ایمان، تنفر، کینه هر چیزی که باشد بر اساس حس به وجود می‌آید تا زمانی که هم در این دنیا هستیم نیاز به آن داریم که در وادی دهم هم گفته‌شده اساس هستی و ارتباطات هستی بر اساس حس، صوت، نور است؛ بنابراین تا ما حس نکنیم نور و صوت هم نمی‌بینیم  و نمی‌شنویم. حس اصلی‌ترین چیز است که در قرآن هم از آن یادشده. سمع (شنیدن) ابصار (نور) و قلوب (حس)  بنابراین اساس ارتباطات هستی بر اساس حس و نور و صوت است. حواس پنج‌گانه ما مثل پنج رود  یا چشمه هستند که به یک مرکز می‌ریزند و آن مرکز قلب هست یا مثال دیگر تصور کنید یک دفتر مجله داریم که یک سردبیر دارد و خبرنگار و عکاس‌های مختلف مطالب را از جاهای مختلف گردآوری کرده و تحویل سردبیر می‌دهند و حواس ما حکم این عکاس‌ها و خبرنگارها رادارند که مطالب مختلف را می‌گیرند و به حس مرکزی که قلب هست، انتقال می‌دهند.

بعد از انتقال، این داده‌ها توسط عقل آنالیز شده و ما یک واکنش نشان می‌دهیم. مثلاً وقتی‌که یک مکان کثیف هست و بوی بد می‌دهد، ما حس می‌کنیم که مکان کثیف است و نباید وارد آنجا شد. یا مثلاً با حس بینایی یک فرد را می‌بینیم و بعد مغز آنالیز می‌کند بر اساس آن داده‌هایی که از آن فرد گرفته تشخیص می‌دهد که آن فرد خوب یا بد است یا من با وی رابطه داشته باشم و صحبت کنم یا نه

یا هنگام گرسنگی اگر عسل کنار ما بود مغز آنالیز کرده که خوب است و ما باید از آن بخوریم، یا دیدن افراد یا رنگ زرد که همه می‌بینند; ولی ممکن است یکی خوشش بیاید یا دیگری خوشش نیاید، این خوش آمدن یا نیامدن بسته به اطلاعاتی است که پشت حس فرد قرار دارد.

بعضی افراد حس خوب، بعضی بد و بعضی دیگر خنثی دارند، مثلاً وقتی یک‌حرفی به کسی می‌زنید که خوب هم هست ممکن است برای آن‌طرف مشکلی پیش نیاید، همین  حرف را اگر به دیگری بزنی  ممکن است باعث دعوا شود. چون حس خوبی نسبت به آن حرف نداشته و پشت آن حرف حس خوبی نبوده است. یا مثلاً ما غذا درست می‌کنیم و به همسر خود بگوییم بفرمائید، شاید با لحن بدی هم مطرح نکنیم; ولی اگر درونمان و حسمان بد باشد،  طرف مقابل  آن حس بد را می‌گیرید و اینجا این حس بد باعث تخریب می‌شود و اول‌ازهمه تخریب آن حس بد به خودم برمی‌گردد و حال خرابی‌اش مال خودم هست.

 

هنگام عصبانیت همه‌ی مشکلات خودشان به وجود می‌آیند، چون حس ما خوب نیست و دائماً  دردسر داریم. اگر ما روی خودمان کارکنیم موفق می‌شویم. در همه‌جا ممکن است، حس خوب نباشد; ولی ما باید قوی باشیم و وقتی حسمان خوب باشد، به‌طور خودکار همه را دوست داریم و از همه خوشمان می‌آید و آرامش داریم.

وقتی‌که سطح انرژی ما پایین باشد ما نمی‌توانیم هر کاری که بخواهیم انجام دهیم، مثل وقتی‌که گرسنه هستیم حال و حس هیچ کاری را نداریم یا در هنگام پایین بودن سطح انرژی نمی‌توانیم نقطه تحمل بالایی داشته باشیم و با یک‌چیز کوچک از کوره درمی‌رویم.

چطور سطح انرژی در سطح بالایی قرار می‌گیرد: ۱. حتماً خواب خوبی داشته باشید (سر ساعت خوابیدن و بیدار شدن) ۲. ورزش کردن ۳. تغذیه‌ی خوبی داشتن ۴. نظم در تمام امور زندگی. همه این‌ها باعث بالا رفتن انرژی و خوب شدن حس می‌شود.

اگر فردی سطح انرژی بالایی داشت; ولی حسش خراب باشد، گفتیم سطح انرژی مثل آب هست که اگر این آب تمیز باشد، می‌تواند، انرژی و حس خوب را به وجود بیاورد; ولی وقتی آب زیاد و کثیف باشد، تبدیل به یک لجن‌زار شده و بوی تعفن می‌دهد و  جای تجمع حشرات موذی می‌شود.

در انسان این سطح بالای انرژی و حس منفی باعث تخریب می‌شود، مثل یک  شخص مصرف‌کننده شیشه که انرژی خود را با مصرف بالا می‌برد; ولی ممکن است، خودش را از چندطبقه به پایین بیندازد و باعث مرگ خودش بشود یا ممکن است به اطرافیانش آسیب برساند.

اگر ما انرژی منفی بالایی داشته باشیم، باعث بروز مشکلات می‌شویم،  باعث افسردگی و مریضی خودمان  می‌شویم. یا وقتی با دیگران ارتباط داریم، مدام از ناامیدی حرف می‌زنیم و ممکن است مخاطب ما هم‌حسش بد شود.

بنابراین باید کیفیت و سطح انرژی خود را مثبت و خوب کنیم تا به سطح بالایی از انرژی مثبت و حس خوب برسیم

برای داشتن حس خوب باید آموزش بگیریم و سطح دانایی خود را بالا ببریم،  درنتیجه سیستم خمر تقویت‌شده و حس ما هم خودبه‌خود خوب می‌شود. (نظم، خواب خوب، تغذیه‌ی مناسب، ورزش کردن، افکار مناسب و مثبت داشتن، شاد بودن، موسیقی شاد و مثبت گوش کردن، در جمع بودن، در جمع صحبت کردن) همه این موارد باعث تقویت انرژی می‌شود

حس خوب خرج دارد و ما باید برای داشتن هر چیز خوب مثل خانه خوب باید بهای آن را پرداخت کنیم. باید با دانایی و دانش و عمل به آن ذره‌ذره حس خود را خوب کنیم

یکی از راه‌هایی که حسمان خوب می‌شود، همین کنگره است که بهای آن‌وقت گذاشتن و انرژی گذاشتن برای شرکت در جلسه و لژیون است.

حداقلش این‌که یاد می‌گیریم که یک‌چیزی به‌عنوان حس خوب وجود دارد، وقتی یاد گرفتیم ذره‌ذره سعی می‌کنیم این حس خوب را  به وجود بیاوریم. مثلاً در کنگره احترام گذاشتن به اطرافیان، هدیه دادن و هدیه گرفتن، انجام دادن کارهای ارزشی و ... یاد می‌گیریم، همۀ این‌ها به ما کمک می‌کند که حسمان خوب شود.

برای رسیدن به حس خوب ۱. دانایی خود را بالا ببریم ۲. سیستم خمر یا شبه افیونی باید خوب کار کند.

 انجام دادن کارهای ارزشی و کاربردی کردن دانایی باعث خوب شدن سیستم خمر شده و به تعادل رسیدن می‌شود و حس خوب را تجربه کنیم.

وقتی ما فهمیدیم که این چیزها وجود دارد و با آگاهی درون خودمان را آنالیز کرده و می‌بینیم که حسمان خوب است که آن را تقویت می‌کنیم و یا اگر حسمان بد است چگونه تبدیل به حس خوب کنیم; ولی متأسفانه ما همیشه برای یک مشکل به دنبال مقصر می‌گردیم و دیگران را مقصر جلوه می‌دهیم; اگر ما این‌گونه باشیم باید بدانیم هنوز باید روی خود کارکنیم.

مواقعی هم ما حسمان خوب هست; ولی با فردی برخورد می‌کنیم که آن فرد حسش خوب نیست; اگر این‌طور هم بود ما باید حسمان نسبت به آن خوب باشد و انعطاف داشته باشیم و حس خوب ما قوی باشد تا حس بد را نگرفته و رد کنیم.

 

بنابراین برای داشتن حس خوب باید دانایی و آگاهی خودمان را بالا ببریم که به سواد هم نیست

 همان مثلث دانایی که تفکر، تجربه و آموزش است. با بالا رفتن دانایی حسمان خوب می‌شود  و با آگاهی ما می‌فهمیم که چگونه برخورد کنیم و طریقه‌ی درست زندگی کردن را یاد می‌گیریم

 

 

 کمک راهنما، همسفر معصومه (لژیون اول)

 تهیه‌کننده مطلب: دبیر لژیون، خانم زهره (همسفر فرشاد)

 ویرایش و ثبت: مسافر محمد (لژیون دوم)

 نمایندگی تخت جمشید

takhtejamshid.congress60.org

 

برچسب‌ها: درمان، انرژی، مشارکت،

می توانید دیدگاه خود را بنویسید
همسفر میترا جمعه 9 شهریور 1397 04:51 ب.ظ
استاد بسیار زیبا، کامل و جامع پیرامون سی دی انرژی صحبت کردند خداقوت میگم به ایشون و همسفرانی که مشارکت کردند.
همسفر فاطمه دوشنبه 5 شهریور 1397 02:06 ب.ظ
تشکر از مشارکت های خوب همسفران و صحبت های پرمحتوا و ارزنده کمک راهنما خانم معصومه عزیز.
بسیار عالی و آموزنده بود.
موفق باشید.
همسفر معصومه دوشنبه 5 شهریور 1397 11:04 ق.ظ
خداقوت خدمت خانم زهره عزیز، که مشارکت ها را خیلی جامع بیان نمودند.
تشکر از وبلاگ نویسان محترم.
فاطمه همسفر داوود دوشنبه 5 شهریور 1397 07:58 ق.ظ
درود و خداقوت خدمت اعضاء لژیون،مشارکت کنندگان محترم و کمک راهنمای عزیز و محترم خانم معصومه،بسیار عالی،زیبا و آموزنده بیان فرمودند،مستدام باشید.
خداقوت خانم زهره
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic